بازم 21 ام شد...!!!

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوسمی کردم سر سنگینم را که پر از دغدغهء دیروزبود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم،آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانههای تو کجا بود؟گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظاتدلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر من تکیهکرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده امکه تو اینگونه هستی. من همچون عاشقی که بهمعشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنترا به نظاره نشسته بودم. گفتم: پسچرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونهزار بگریم؟گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است کهقبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت بهمن رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختمتا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان،چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشتهبودی؟گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نروکه به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آنسنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هرچه هست، از این راه نرو که به ناکجا آباد همنخواهی رسید.گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهتدادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گلبرایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایمبگویی آخر تو بندهء من بودی چاره ای نبود جزنزول درد که تو تنها اینگونه شد که صدایمکردی.گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را ازدلم نراندی؟گفت: اول بار که گفتی "خدا" آنچنانبه شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو رانشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برایشنیدن خدایی دیگر، من اگر می دانستم تو بعد ازعلاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می کنی همانبار اول شفایت می دادم.گفتم: مهربانترین خدا ! دوست دارمت ...گفت: عزیز تر از هر چه هست مندوست تر دارمت ... خدایابه خاطر همه عنایاتی که به من داری ازتممنونم. تو تمام لحظه های نیازم فقط خواستمت. ولی تو منو واسه همیشه میخوای . توی این لحظههای تردید و تنهایی تنهام نذار. قدرت خواستن ورسیدن عطا کن به این وجود ناتوان و کمکم کن تامن بر زمان حکم برانم، نه آنکه گوش به فرمانبادا بادای ایام باشم ...کمکم کن تا پیش ازآنکه مرا بفهمند به سوی درکشان گامها بردارم.

 

 

سلام دوستان خوبم....

اول از هر چیز بخاطر دیر به دیر آپ کردنم من رو ببخشید.

امروز دوباره 21ام شد...

عشقمون 1 سال و 1 ماهه شد...

و دوریمون به 3 ماه رسید.

امیدوارم دوریمون ماه چهارم به بعد رو نبینه...

برامون دعا کنید...

موفق باشید.

یا حق...!!!

 

بازم با تمام وجودم میگم:

مهربونم، عشق من

هر کجا باشی و باشم

قلبقلبعاشقانه دوست دارمقلبقلب

ناراحتو خیلی دلتنگتمناراحت

(کاش پیش هم بودیم عزیزم)

/ 9 نظر / 14 بازدید
همراز

سلام همسفر عزیز متن زیبایی بود ممنون از همراهیت امیدوارم به زودی در کنار هم باشید به روزم [گل][گل]

هیلدا و کوشا

سلا م هم سفر عشق ما هم شما رو لینک کردیم. از همسفری با شما خوش حالیم..... بای تا های...[گل][لبخند][گل][خداحافظ]

سمیه

سلام پیش ما بیا[شوخی]

بهمن

سلام دوست عزیزم[گل][گل][گل] شهادت حضرت زهرا (س) را به شما و خانواده محترمتان تسلیت می گویم منتظر شما هستم [گل][گل][گل][گل][گل][قلب][قلب][قلب][قلب][گل]

همراز

سلام همسفر عزیز ممنون از محبتی که داشتی و تبریکی که گفتی . خودمم باورم نمیشه جز’ 100 نفر برتر باشم .[نیشخند] به روزم و منتظرتم [گل]

سحر

salam .agha hamid weblogeton kheili khob bod .mr30 movafagh bashin