!!!...از خدا خواستم...!!!

از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد

خدا گفت: نه
رها کردن کار توست. تو باید از آنها دست بکشی.

 از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد

خدا گفت: نه
شکیبایی زاده رنج و سختی است.
شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است.

 از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد

خدا گفت: نه
من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوری.

 از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد

خدا گفت: نه
رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر، و به من نزدیکتر و نزدیکتر می کند.

 از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد

خدا گفت: نه
بایسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالی اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوی.

من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند از خدا خواستم.

و باز گفت: نه
من به تو زندگی خواهم داد، تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری.

 از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند...

و خدا گفت: آه، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم...

 

بازم با تمام وجودم میگم:

مهربونم، عشق من

هر کجا باشی و باشم

قلبقلبعاشقانه دوست دارمقلبقلب

ناراحتو خیلی دلتنگتمناراحت

(کاش پیش هم بودیم عزیزم)

/ 3 نظر / 5 بازدید
همراز

[دست][دست][دست] به روزم دوست عزیز[گل][گل][گل]

همراز

سلام همسفر عشق عزيز . ممنون كه به وبلاگ فنا ناپذير من سر زدي . بعد از مدتها به روزم موفق باشي[گل]

مصطفی اصانلو

سلام یه ترانه جدید نوشتم خوشحال میشم نظر بدی موفق باشی